ابن هشام الحميري ( مترجم : سيد هاشم رسولى محلاتى )
106
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي )
( 1 ) اعجاز رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درباره چشم قتادة بن نعمان : قتادة بن نعمان در آن روز در اثر اصابت ضربتى حدقهء چشمش بيرون آمد و روى گونهاش افتاد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن را با دست گرفته بجاى خود برگرداند و از آن پس آن چشم از آن چشم ديگرش بيناتر و سالمتر بود .
--> [ ( ) ] تا ببينند چه خواهد شد كه در همانحال يكى از مسلمانان بنام انس بن نضر - عموى انس بن مالك - به آنها عبور كرد و با ناراحتى پرسيد : براى چه اينجا نشستهايد ؟ گفتند : رسول خدا كه كشته شد ؟ ( ديگر كجا برويم ؟ ) انس گفت : زندگى پس از مرگ رسول خدا بچه درد مىخورد برخيزيد و بميدان جنگ برويد تا شما هم مانند او شربت شهادت را بنوشيد ! انس بن نضر بدنبال اين سخن بميدان آمد و مردانه جنگيد تا كشته شد و پس از كشته شدنش بواسطهء كثرت جراحات وارده كسى او را نشناخت جز خواهرش كه از انگشتان دستش جسد او را شناخت و زخمهاى بدن او را شمردند هفتاد زخم بود . سيرة ابن هشام ج 2 : 83 . تاريخ طبرى ج 2 : 199 . كامل ج 2 : 59 و دنبال آن گويد : و برخى گفتهاند در آن هنگام كه فرياد زدند : محمد كشته شد انس بن نضر شنيد كه برخى از مسلمانان بهم مىگويند : كاش در اينجا كسى بود كه ما او را بنزد عبد اللّه أبى بن سلول ( رئيس منافقين مدينه ) مىفرستاديم تا او از ابو سفيان براى ما امان بگيرد ! انس كه اين سخن ناهنجار را شنيد با ناراحتى بآنها گفت : اگر محمد كشته شد خداى او كه كشته نشده برخيزيد و در همان راهى كه محمد كشته شد شما هم جنگ كنيد ، سپس سر بسوى آسمان بلند كرده گفت : بار خدايا من از اين سخن ناهنجار اينان بدرگاه تو پوزش مىطلبم و از آن بيزارم ، آنگاه بميدان آمده مردانه جنگ كرد تا كشته شد . دستهء سوم كسانى بودند كه در آن موقع فداكارى بىسابقهاى از خود نشان دادند و پروانهوار دور رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را گرفته بودند و مانع آزار و حملهء دشمن به آن حضرت ميشدند از آن جمله بود : على بن ابى طالب و ابو دجانه انصارى ، و سهل بن حنيف ، و سعد بن أبى وقاص و طلحة بن زيد . على عليه السلام گويد : در آن حال به اطراف خود نگريستم و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را نديدم -